از این ولایت: داستان های کوتاه

از این ولایت: داستان های کوتاه

علی اشرف درویشیان

  • نویسندهعلی اشرف درویشیان
  • ناشرنشر چشمه
  • شابک9789643622565
  • تعداد صفحات96
  • نوبت چاپ7
  • تاریخ انتشار1399/5/20

عید که شد، پیرهن قرمزی با گل های آبی برایش دوختند، دست و پایش را حنا بستند و با ویس مراد و خداداد پیش براخاص رفتند. مادر بزرگ در آغوشش کشید، و بوییدش چشم هایش کم سوتر شده بود. دست های زبر مادربزرگ را بوسید. به اسپندهای نخ شده، نگاه کرد. به گوشه ی اتاق نگاه کرد. مادر بزرگ چند تا نقل چرک آلود که از مدت ها قبل نگه داشته بود، توی دستش گذاشت. هَتاو یاد آن وقت ها افتاد که مادر بزرگ برایش از عروسی نقل می آورد. مادر بزرگ خودش نمی خورد. وقتی هم که می خورد، تا شب آب نمی خورد. می گفت : «وقتی آدم چیز خوب می خوره، نباید روش آب بخوره، تا مزه ش خیلی بمانه تو دهن .»- از متن کتاب

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot