نگاهی ساختارگرایانه به خردستیزی عرفان
- نویسندهرضا برمایه ور
- ناشرکلاغ
- شابک9786009418831
- تعداد صفحات114
- نوبت چاپ1
- تاریخ انتشار1393/7/22
عرفان هم به عنوان یک پدیده ی اجتماعی دارای علت و انگیزه های خاص خود است. بینش عرفانی هم مانند پدیده های دیگر اجتماعی در پس ظاهر خود دارای عناصر ناپیدایی است که آن را در پیوند و هم زیستی با دیگر پدیده های اجتماعی قرار می دهد. ولی باید خاطرنشان کرد که بحث منظم و ساختاری درباره ی عرفان، مانند بسیاری دیگر از پدیده های اجتماعی با محدودیت (گفتار) روبه رو بوده است و این در حالی است که تولید یک گفتمان ساختاری در باب یک پدیده ی اجتماعی به آسانی میسر نمی گردد مگر با تحلیل آزادانه ی پدیده و عبور از محدودیت های گفتاری موجود.مفسران متون عرفانی هم، شاید به دلیل همان قداست های یاد شده، به جای تحلیل واقعی متن متوسل به توجیه چشم انداز متن می شوند و در این راه به تفاسیری با سبک و سیاق متون مذهبی-ایمانی با چاشنی احساس و ذوق عارفانه می پردازند. در این میان اندیشه ی افسانه ئی و احتمالا خردستیز ساری و جاری در متون عرفانی که اغلب با تحقیر فلسفه و عقلانیت همراه است به عنوان اندیشه ی حقیقی و راستین معرفی می شود. این در حالی است که تفسیر کاری جز روشن کردن متن ندارد و نمی تواند کلام و گفتار مستقل و یک سره خارج از آن چه در اصل متن است ارائه دهد. تفسیر به هر شکل که بیان شود باید حقیقت متن را ادا کند، در غیر این صورت گفتاری جدید و بدعت خواهد بود.
