ماتی خان
- نویسندهعبدالرحمن اونق
- ناشرشرکت انتشارات سوره مهر
- شابک9786000333027
- تعداد صفحات416
- نوبت چاپ1
- تاریخ انتشار1398/12/20
عروس، یاشماق خودش را محکم تر کرد و مشغول شستن برنج شد. آی جمال برای اینکه نگرانی اش را نشان ندهد، صدایش را بلندتر کرد و گفت: «انشاءالله که خیره. ماتی خان آدمی نیست که شب را بی جهت جایی بمانه. خبر مهمی باید باشه که این همه معطل کرده. بعد، نگاهی به آسمان انداخت و با خود گفت: «تا غروب وقت زیادی نمانده. یعنی امروز هم نمیآد؟ او که میدانه ما اینجا چقدر نگرانش می شیم.
