تئاتر در رشد رو به کمالش به مفهوم سیّال و تعریف ناپذیر «کار گردان» رسیده است. مفهومی که رهبری و مدیریت را به هنر خلاّقه می آمیزد و تجسم عینی و آرمانی آن کسی است که مدیر و مدبر و کاردان و آگاه است. شگفتا که در عصر تقسیم و تجزیه، همه ی عناصر تئاتر در مفهوم کارگردان به ترکیب منسجم و پویا می رسند. تعداد بسیار کمی بخت گام زدن در این مسیر را دارند و هر یک مصداق مبحثی نو و دیگر گونه اند. پس فرصت دم زدن با این کیمیا کاران و نشستن پای صحبت آنان غنیمتی است. آن ها همه ی کارگردانان دنیا نیستند، اما می توان آنها را نمونه ی جامعه ی کارگردانان دنیا به شمار آورد.
