سارای همه
- نویسندهفرشته احمدی
- ناشرققنوس
- شابک9786002780270
- تعداد صفحات142
- نوبت چاپ4
- تاریخ انتشار1399/11/12
سارا بلند خندید.خانمی از میز کناری به آنها نگاه کرد.
«فال منو هم میبینین آقا؟»
امیر لبخند زد و رو به سارا گفت:
«یه آرزو بکن و انگشت سبابه تو بزن ته فنجون.»
سارا چشم هایش را بست و انگشتش را به قهوه غلیظ ته فنجان چسباند آن را لیسید و منتظر به امیر نگاه کرد.
«یه قلب سفید برات افتاده نمی دونم یعنی چی.»
«می دونی.بگو»
«یعنی…یعنی عشق»
