حاجی نرگس

حاجی نرگس

مریم سمیع زادگان

  • نویسندهمریم سمیع زادگان
  • ناشرآوند دانش
  • شابک9786226661539
  • تعداد صفحات112
  • نوبت چاپ1
  • تاریخ انتشار1398/11/2

حاجی نرگس پاهایش را دراز می کند و زیرلب آخی می گوید. استخوان هایش با هر تکانی که می خورَد صدا می دهد؛ صدایی مثل صدای زیر پا ماندن برگ های پاییزی. سرش را تکان می دهد و می گوید: «این پیری عجب چیز بدی است. می خواستند دعایمان کنند، می گفتند پیر بشوی جوان. انگار همه ی آن دعاها به درگاه خدا رسیده. قربان کَرَم اش. شبیه کفتار شده ام.» دست می برد پشت سرش، گره ی شل شده ی لچک را باز می کند و آن را روی دامنش می گذارد. سکه های آویزان به آن جلینگ جلینگ صدا می کند. با دهان باز گیسِ سفید و حنایی اش را آرام آرام باز می کند. با ابرو استکان چای را نشان می دهد و می پرسد: «یک چای دیگر می خوری؟» حاجی نرگس متوجه نگاه من به گوشواره ها می شود. با سرانگشت، یاقوت خوش رنگ آن را نوازش می کند و می پرسد: «دوستش داری؟» از تماشای سرخی گوشواره ها قند توی دلم آب می شود، تا جایی که می شود می کشم آن خیلی را، ابروهایم ناخودآگاه می رود بالا: «خیلی.» با شوق و ذوق چهارزانو می نشینم و دستم را زیر چانه ام می زنم: «گوشواره هایت من را یاد بچگی هایم می اندازد. عقل که نداشتم، فکر می کردم دانه ی انار است.» .

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot