امپراطور
- نویسندهسمیرا سیدی
- ناشرآرینا
- شابک9786006893259
- تعداد صفحات712
- نوبت چاپ3
- تاریخ انتشار1398/9/19
عادت کرده بودم زود دل نبندم، زود دل خوش نکنم… به هیچ چیز و هیچ نشانی که اگر می کردم کلاهم پس معرکه بود و تا به حال صدبار قافیه را باخته بودم! زمانه مرا سنگی کرد و مرد بار آورد…سنگینی و حس و نگاهی به خلوت و تنهایی ام تلنگر می زد، چشم چرخاندم و نگاهم در نگاه خیره ی آن سوی دیوار، داخل قاب پنجره ای آشنا قفل شد!دست به سینه زده و طوری که به یک نقاشی با ارزش خیره می شوند خیره ی من بود! جوابش را با نگاهی مثل خودش دادم، عمیق و سوزاننده… چند لحظه… چند دقیقه، بالاخره چشم هایش را روی هم گذاشت و اعلام شکست کرد!لبخندی دردآلود روی لبم جا خوش کرد، خلوت این پنجره ترک برداشته بود… ترکی بی صدا و عمیق! قبل از اینکه شیشه های این ترک روی سرم آوار شوند باید می رفتم.بی صدا پنجره را بستم و از آن فاصله گرفتم، عادت کرده بودم زود دل خوش نکنم… زود دل نبندم!
