یک بز و سه بچه گرگ
- نویسندهعذرا جوزدانی
- ناشرکتاب چ
- شابک9786226839167
- تعداد صفحات32
- نوبت چاپ2
- تاریخ انتشار1399/9/29
یکی بود، یکی نبود. یک خانم بزی بود که با سه تا بزغاله اش توی خانه ی کوچکِ قشنگی زندگی می کرد.یک روز خانم بزی، هر سه تا بچه اش، شنگول و منگول و حبه ی انگور را جمع کرد و بهشان گفت: «بزغاله های عزیزم! شنیده ام تازگی ها سروکله ی گرگِ سیاهی این طرف ها پیدا شده. خیلی خیلی مواظب خودتان باشید و تا من برنگشته ام، در را به روی کسی باز نکنید.» بزغاله ها گفتند: «خیالت راحت، مامان بزی! ما خیلی خیلی مواظب خودمان هستیم.»خانم بزی درِ خانه را بست و به صحرا رفت تا برای بزغاله ها علف تازه بیاورد.همین که خانم بزی رفت، بزغاله ها نشستند و گوش شان را چسباندند به در. گوش دادند… و گوش دادند… و گوش دادند…اما صدای پای هیچ گرگی نیامد و هیچ گرگی در نزد….
