دختر ماه، پسر خورشید: بر اساس داستان سمک عیار
- نویسندهپری ناز قاسمی
- ناشرهوپا
- شابک9786008025023
- تعداد صفحات144
- نوبت چاپ3
- تاریخ انتشار1397/3/13
سمک سرش را برای آتشک خم کرد و رو به خورشید که جلوی پایش دوزانو نشسته بود، دست دراز کرد. خورشید دست سمک را فشرد و برخاست. سمک گفت: «با تو پیمان مردانگی و وفاداری می بندم. بدون این قوی ترین عهدیه که عیار با مرد دیگه ای می بنده. تا تو و مه پری رو به هم نرسونم، دست برنمی دارم.»
خورشید دست روی قبضه ی شمشیر گوهرنشانش گذاشت و بلند گفت: «پس به شروانه و مهران و فغفور حمله می کنیم و تا آخرین قطره ی خون …»
– کجا با این شتاب شاهزاده؟ اگر می خواهی به شهدخت برسی باید اینجا قوی باشه.
سمک به شقیقه اش اشاره کرد. خورشید پرسید: «چه باید بکنم؟»
سمک چشم هایش را تنگ کرد و پرسید: «بلدی آواز بخونی؟»
