… یا به عزایم خواهی نشست

… یا به عزایم خواهی نشست

دومینیک لاپی یر، لاری کالینز، پرویز شهدی (مترجم)

  • نویسندهدومینیک لاپی یر، لاری کالینز، پرویز شهدی (مترجم)
  • ناشربه سخن
  • شابک9786007987421
  • تعداد صفحات496
  • نوبت چاپ1
  • تاریخ انتشار1397/2/22

وقتی دیدمش،فریاد زدم.لبخند گشاده ای روی لبهایش داشت،به بزرگی اتاق احساس کردم زانوهایم دارند می لرزند.آمد به طرفم،د آغوشم گرفت و بوسیدم.هرگز باور نمی کردم روزی«کسی»شود.هیچ وقت حرف هایی را که می زد باور نمی کردم.حالا اینجا ایستاده بودو همان طور که گفته بود:«گاو باز»شده بود.سرانجام «کسی»شده بود.من اشک می ریختم.به تنها چیزی که در آن لحظه می توانستم فکر کنم،برادر کوچکم بود در برابر شاخ های گاو وحشی .هرگز وقتی بچه بود اشک های تلخی مانند آن روز بعد از ظهر به خاطرش نریخته بودم.دست هایش را دور گردنم حلقه کرد و با هم تا در اتاق با این حالت رفتیم .همه ی ساکنان شهر عربده کشان در حالی که یکدیگر را هل می دادند،بیرون منتظرش بودند.احساس کردم حالم دارد به هم می خورد.زمزمه کنان گفت:«مانولو،آه مانولو،التماس می کنم به آنجا نروی !»رویم خم شد و دوباره بوسیدم،این بار چشمانم را؛و گفت:»آنجلینا،امشب یا خانه ای برایت خواهم خرید و یا به عزایم خواهی نشست.»

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot