افسانه پری و قربانی
- نویسندهعمار عفیفی (مترجم)
- ناشرماهریس
- شابک9786226934084
- تعداد صفحات140
- نوبت چاپ2
- تاریخ انتشار1399/7/27
افسانههاي آذربايجان نتيجه ادبيات شفاهي است که سينه به سينه از زبان بزرگان نقل شده است و در تمامي دوران راهگشا و چراغ راه مردم اين سرزمين بوده است. اگر واژه راهگشا را در وصف اين داستانها به کار بردم به اين سبب است که در کشاکش هريک از اين افسانهها آموزههايي است که مملو از حکمت و معرفت، جوانمردي و سخاوت و رادمردي است. سرتاسر اين حکايات نتيجه گذشت و درستکاري قهرمانان آن است که چيزي جز صداقت و پاکيزگي را به خوانندگان نميآموزند ، که نتيجه آن رستگاري اين قوم را به دنبال داشته، اقوامي که همواره در درستي و دوري از کژي و بدسگالي زبانزد خاص و عام بودند، بيترديد داراي ادبيات و افسانهها و حکايات غني بودند، که در قالب اساطير و قهرمانان نيکسرشت تربيت شدهاند. کتاب حاضر ترجمه افسانههاي غني آذربايجان است که به همت فرهنگستان علوم جمهوري آذربايجان در پنج جلد گردآوري شده است. نگارنده بر آن شد تا هريک از اين داستانها را در يک جلد به چاپ برساند تا مجموعهاي پرمغز و رسا در اختيار خواننده قرار گيرد. قسمتي از متن کتاب حاضر: ناقلان داستان و طوطيان شيرين گفتار چنين نقل کردهاند که در ميانه رود ارس که پل خدا آفرين آن را از دو طرف رود ارس به هم وصل ميکرد ، هفتصد و هفتاد و دو خانوار زندگي ميکردند. در ميان آنها خانها و خانزادههاي زيادي زندگي ميکردند؛ اما در ميان بزرگان قوم همه توجه و نگاه مردم به حسين علي خان بود. حسين علي خان ، خاني بود داراي سواران و تفنگچيان زياد، پولدار و ثروتمند. او از پدر و مادرش تنها يک برادر به نام ميرزاعلي خان داشت که مردي بسيار خوشرو و خوشاخلاق بود. از اين دنيا نه اولادي و نه دارايي ، هيچ نداشت. اين دو برادر تا زماني که پدرشان در قيد حيات بود، در کنار هم و يکجا زندگي ميکردند. همين که پدر ترک دنيا کرد، حسين علي خان خود و پسرانش را در ميان گرفت و ميرزاعلي خان را از خانه پدري بيرون انداخت ؛ و از ارث و ميراث پدري حتي يک لباس کهنه هم به او نداد . ميرزاعلي هر تدبيري که ميتوانست انديشيد تا حق خود را بگيرد ولي دستش به جايي بند نبود . تا جايي که خسته شد و در خانه خودش ساکن شد.
