قصه های بی وقتی

قصه های بی وقتی

حسن غلامعلی فرد

  • نویسندهحسن غلامعلی فرد
  • ناشرنیماژ
  • شابک9786003673885
  • تعداد صفحات252
  • نوبت چاپ1
  • تاریخ انتشار1396/12/24

مادرم کلفت خانه های مردم بود.صبح به صبح جارو و سطل و لباس های پاره پوره ی مرا بر می داشت و می رفت خانه ی مردم،از بالا تا پایین خانه هاشان را می روبید و می سابید و غروب بر می گشت خانه . وقتی به خانه م رسید از خستگی نای نفس کشیدن هم نداشت اما باید ظرف تخم ها را پر می کرد. پس چادرش را می بست دور کمرش و می نشست روی لگن و تخم می گذاشت.مادرم هر شب یکی دو تا تخم می گذاشت،بعد دست می گذاشت روی زانوهای فرسوده اش و ناله کنان از روی لگن پا می شد،وقتی بر می خاست از زانوهایش صدای پول خرد می آمد. بعد لنگ لنگان می رفت روی تشکش دراز می کشید و خرخرش بلند می شد…

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot