برگ های چای مرا نمی خرند
- نویسندهرویا سیدرییسی
- ناشرشرکت نشر قطره
- شابک9786001198441
- تعداد صفحات196
- نوبت چاپ4
- تاریخ انتشار1397/4/30
پنج شنبه بوی بازار بوی شور بادام زمینی داشت.بادام نمک زده ی برشته از شهر آستانه به بازار هفتگی می آورند.کشور با پیرهن بالا تنه کوتاه سبز کاهویی که گل های سفید و ریز مینا داشت و جوراب نایلون رنگ پا منتظر پهلوان بود بهار بودو دیروز آسمان از صبح باریده بود از آن ها که ایرج میگفت از آسمان با آفتابه آب میریزند کشور نگران جاده ی اربوسرا به کلاچای بود.از تابستان گذشته که عروسی کردند،ایرج رئیس بهداری شده بود و چند ماهی می شد در کلاچای زندگی میکردند مثل همه ی پنج شنبه ها کشور منتظر بود پهلوان از اربوسرا بیاید تا بروند حجره را باز کنند و به حساب و کتاب های باغ و کارگران برسند.
