وارونگی

وارونگی

عطیه راد

  • نویسندهعطیه راد
  • ناشرنشر چشمه
  • شابک9786002293701
  • تعداد صفحات124
  • نوبت چاپ2
  • تاریخ انتشار1394/6/8

لنگه گوشواره خاله ناهید گم شد. یعنی از اول بین طلاهایش نبود کسی هم خیلی دنبالش نگشت مادر گفت خاله ات از بس قرص اعصاب می خورد خرفت شده است.
حتما پیش ترها گم کرده بدتر از همه خود خاله نگار حلقه عروس را جا گذاشته بود لای جانماز مخمل سبز مکه ای و چون آقای عاقد چند جای دیگر هم مجلس داشت،مجبور شدند حلقه هدا را از دستش در بیاورند و بدهند به رضا که دست عروس بکند چون انگشت های عروس به باریکی مال هدا نبود حلقه جا نشد و عروس و داماد همانطور با حلقه وسط انگشت مانده عکس گرفتند بعد عقد رضا کفری تند رفت که خودش حلقه را از لای جانماز بیاورد که سرش محکم خورد به اتاق کوتاه در تالار و از دماغش خون راه افتاد اگر نن تاجی همان موقع می فهمید بس بود که بگوید این عروسی آخر عاقبت ندارد ولی نن تاجی فقط گفت در نو حالا حالاها غژو واغژ دارد.

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot