هزارتوی پن
- نویسندهگیلیرمودل نورو، بهنام حاجی زاده (مترجم)
- ناشرباژ
- شابک9786222192389
- تعداد صفحات268
- نوبت چاپ2
- تاریخ انتشار1399/7/1
سال 1944 بود و دخترکی که توی یکی از ماشین ها کنار مادر باردارش نشسته بود، نفهمید درختان چه نجوا کردند. نامش اوفلیا بود و سیزده سال بیشتر نداشت. چندین و چند ساعت می شد سوار ماشین بودند، از هر آنچه اوفلیا می شناخت دورتر و دورتر می شدند، بیشتر و بیشتر در عمق این جنگل بی پایان پیش می رفتند و قرار بود مردی را ببینند که مادرش انتخاب کرده بود تا پدر تازه ی اوفلیا باشد. اوفلیا او را صدا می زد «گرگ» و دلش نمی خواست به او فکر کند. ولی انگار حتی درختان هم نام او را نجوا می کردند.
