تا شکوفه ی سرخ لبخندت

تا شکوفه ی سرخ لبخندت

زهرا دلگرمی

  • نویسندهزهرا دلگرمی
  • ناشرعلی
  • شابک9789641936343
  • تعداد صفحات770
  • نوبت چاپ2
  • تاریخ انتشار1399/7/21

نگاه پر آبش از تن مردانه ای که کنارش ایستاده بود گذشت و به صورتی که زیر چتر بالای سرش به او خیره بود رسید . به یکباره انگار زلزله به جان قبرستان افتاد . شاید هم رعشه در تن خودش بود . جان از تنش پرید . نگاهش خیره به چشم هایی بود که میان باران و باد و هو هوی گورستان ؛ در وجودش شعله می کشید. صدایی در تار و پود وحشتش پیچید « عزرائیله !» شبح عزرائیل د دستش را پیش آورد . خواب نبود . بیدار بیدار بود . عزرائیل آمده بود جان نیمه جانش را هم بگیرد . تنها چیزی که میان آن همه وحشت گنگ نمی فهمید یک چیز بود . اینکه چرا عزرائیل با چشم های محراب به سراغش آمده! لبهای عزراییل تکان خورد . ولی جز صدای رعد و هو هوی باد هیچ نشنید . تمام رمقش را جمع کرد که برخیزد اما نتوانست . دست های عزراییل مثل دو شاخه ی سیاه و بلند به سویش دراز شد . از شدت هراسی که نفسش را می برید روی زمین غلتید. دست های عزراییل که شانه های یخ کرده اش را لمس کرد هوش و جان از تنش رفت و دیگر هیچ نفهمید.

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot