جورج اورول یکی از دوستان من بود

جورج اورول یکی از دوستان من بود

آدام جانسون، فرناز کامیار (مترجم)

  • نویسندهآدام جانسون، فرناز کامیار (مترجم)
  • ناشرکتاب کوله پشتی
  • شابک9786004610100
  • تعداد صفحات272
  • نوبت چاپ1
  • تاریخ انتشار1396/11/4

می­گویم: «آیا کارم اشتباه بود که شما را به این دنیا احضار کردم؟ همسرم می­گوید شما
مانع به سوگ نشستن مردم می­شوید، یعنی این حالت شما مانع پذیرش واقعیت
می­شود؛ واقعیتی که در آن خود واقعی­تان مرده است.»
پرزیدنت ته­ریشش را با دست می­مالد. نگاهش را به پایین می­دوزد و می­گوید:
«کار از کار گذشته.»
عجیب است، قبلا در برنامه شصت دقیقه به این جمله اشاره کرده بود؛ همان
جایی که بابت قانونی کردن وجود زنبورهای رباتی برای استفاده شهری، ابراز
تاسف کرد.
می­پرسم: «آیا می­دانید من شما را ساخته­ام؟»
می­گوید: «ما همه آزاد به دنیا می­آییم و کسی نمی­تواند دیگری را معامله کند
یا بسازد.»
«ولی شما به دنیا نیامده­اید؛ من الگوریتمی بر اساس عملکرد هسته لینوکس
نوشته­ام. شما یک موتور تحقیقی متن باز هستید که با بوت تبادل دوطرفه و
مترجم ویدئویی یکی شده­اید. این برنامه وب و آرشیو عکس­ها و ویدئوها و
اطلاعات فردی را زیرورو می­کند؛ یعنی هرچیزی که اکنون می­گویید، قبلا گفته­اید.»
برای نخستین بار پرزیدنت ساکت می­شود.
می­پرسم: «|آیا می­دانید که زنده نیستید و مرده­اید؟»
پرزیدنت بی هیچ تردیدی می­گوید: «پایان زندگی، نوع دیگری از آزادی است.»

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot