خون شهدا

خون شهدا

استیون وینسنت بنه، محمدعلی مختاری اردکانی (مترجم)

  • نویسندهاستیون وینسنت بنه، محمدعلی مختاری اردکانی (مترجم)
  • ناشرنشر چشمه
  • شابک9786002296412
  • تعداد صفحات28
  • نوبت چاپ2
  • تاریخ انتشار1399/6/15

ردی که منتظر بود تیرباران اش کنند با چشمان باز دراز کشیده بود و به گوشه ی بالای سمت چپ سلول اش خیره شده بود. بعد از آن مشت و مال آخری، حالا حال اش خوب بود، و هر آن ممکن بود دوباره به سراغ اش بیایند. لکه ی زردی گوشه ی سلول، زیر سقف بود؛ اول از آن خوش اش آمده بود، بعد بدش آمده بود، حالا دوباره داشت از آن خوش اش می آمد.اگر عینک می زد، آن را بهتر می دید، اما عینک اش را دیگر در موارد خاص به چشم می زند اول صبح، وقتی غذا را می آورند، و موقع مصاحبه با ژنرال. شیشه ی عینک اش چند ماه پیش در حین تمشیت ترک برداشته بود و اگر زیاد به چشم اش می زد، اذیت می شد. خوشبختانه در زندگی کنونی اش، خیلی کم پیش می آمد که نیاز به دید دقیق داشته باشد. با وجود این، شکستن شیشه ی عینک اش او را، مثل همه ی نزدیک بین ها، ناراحت کرد.

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot