سنجاق سینه
- نویسندهپروانه زاغ زیان
- ناشرآموت
- شابک9786006605272
- تعداد صفحات264
- نوبت چاپ1
- تاریخ انتشار1392/6/17
روزنامه آرمان: «سنجاق سینه» نام رمانی ا ست از پروانه زاغ زیان که از سوی نشر آموت منتشر و به بازار آمده. این رمان به گفته مولفش به دنیای زنان مربوط می شود اما نیازی که در کل داستان به آن پرداخته شده یک نیاز انسانی است و نه فقط زنانه! زاغ زیان می گوید:. تلاش من در جهت یافتن دریچهای نو است برای نوشتن درست و هوشیارانه، اگر روزی بتوانم احساسات واقعی و در خور تأمل مردی را به تصویر بکشم این کار را خواهم کرد. این گفت وگو را می خوانید:
در ابتدا کمی از خودتان و فعالیت هایتان در حوزه تالیف بگویید.
خب باید بگویم بیشترین فعالیت من در حوزه داستان کوتاه بود و هست و سنجاق سینه بعد از یکی دو تجربه بلند، اولین رمانی است که موفق به دریافت مجوز شده است.
درمورد ایده اولیه تا اجرای این اثر رمان سنجاق سینه که اخیرا به قلم شما روانه بازار کتاب شد، توضیح دهید.
طرح کلی هر داستانی برای من همیشه یک ما به ازای بیرونی دارد. سال ها پیش من خیلی اتفاقی انگشتر عتیقه ای را دیدم که شکل عجیبش مرا شگفتزده کرد. بعد از آن بین طرحهایی که در ذهن داشتم و گاه مکتوب میکردم یک موضوع برجسته وجود داشت و آن احساسات درونی یک زن بود نسبت به نیازهای واقعی ای که دارد و تلاشی که در جهت آن باید انجام دهد. واژه هایی مثل امید و ناامیدی، عشق، آرزو و رسیدن، همه، کلمات و البته موضوعاتی بودند که من مدام به آنها فکر میکردم. همه اینها در پیشبرد سنجاق سینه تاثیر مستقیم داشتند.
آیا توانسته اید در این اثر کلیت ایدهتان را روایت کنید؟
کلیت ایده داستان در ذهن من مشخص بود و من تمام سعی ام را کردم که با به توصیف کشیدن احساسات شخصیت اول داستان صحنه ها را روشن تر و عمیقتر نشان دهم. البته این سعی در چارچوب قوانین و فرهنگ اجتماعی من بود و در این مسیر داستان به جلو پیش رفت.
این کتاب با زاویه دیدی نسبتاً متفاوت به مساله احساسات و عواطف انسانی، نوشته شده است. شما سعی کرده اید از چه المان ها و فاکتورهایی برای رسیدن به این امر بهره بگیرید؟
هر تصویر، کلمه و شیئی که میتوانست نیروی پنهان درونی انسان را با زبانی روشن و شفاف نشان دهد برای من قابل تفکر و بررسی بود. من در مواجهه با انسانی که خواهان خواستن آن چیزی است که دقیقا در ذهن می پروراند سعی کردم با توصیف ذهن شخصیت نخست داستانم یک احساس انسانی و واقعی را به تصویر بکشم و مطمئناً در این مسیر سنجاق سینه به عنوان یک شئی موفق و پر تاثیر در ذهن من بالاترین جایگاه را داشت.
در این رمان از سنجاق سینه به عنوان شخصیتی فارغ از کاربرد همیشگی آن استفاده شده است. دلیل شما برای انتخاب این شیء چه بوده است؟
سنجاق سینه یک شیء کاملاً زنانه است. از نظر همه زنان این شئی دوست داشتنی، زیبا، رمزآلود و ملموس است و هر زنی را میتواند هیجانزده کند. همه ما زنها حتی اگر از سنجاق سینه روی لباسمان استفاده نکنیم حتما یکی توی صندوق کوچک جواهراتمان داریم و جلوه گریها و زیبایی آن برای هیچ زنی قابل انکار نیست. فقط این شئی بود که سزاوار حمل احساسات بکر یک زن جوان را داشت. از لحظهای که سنجاق سینه بر کف دست لعیا سُر خورد تا زمانی که او آن را رها کرد ما واقعی بودن همه چیز را درک میکنیم. اما اتفاقات و تفکرات و احساساتی که در طول داستان جریان دارد به راستی حقیقت اصلی و پنهانی است که مدنظر من بود.
پیشتر در آثار کهن ما به اشیا، ماهیتی متفاوت از آن چه هست داده میشد و به این ترتیب داستانی فانتزی یا افسانه ای پدید می آمد. آیا از این داستانها برای پرورش سوژه اولیه اثر بهره بردهاید؟
مطمئناً هر نویسنده ای با دیدی روشن و آگاه نسبت به آثار ماندگار و کهن سرزمین خود مثل داستان های شگفت هزارو یک شب، کلیله و دمنه، شاهنامه و آثار خارق العاده دیگر و بررسی آثار برجسته جهانی و همچنین با هشیاری نسبت به نیاز آیندگان و داشتن دقت بسیار بالا در حال خود، میتواند آنچه که باید بنویسد را بنویسد. مطالعه دقیق در آثار کهن اولین عنصر مشخص و قابل اعتماد برای بهتر نوشتن است. من همه سعی ام بر این بوده و خواهد بود تا در خواندن کم نگذارم. اما مطمئنا در این رمان نخواستهام یک داستان فانتزی یا افسانه ای بنویسم.
به نظر شما آیا در داستان باید مرز بین رئال و غیر رئال مشخص باشد یا داستان را فارغ از این موضوع می دانید؟
نظر بنده در مورد این رمان این است که وقتی قرار است ذهن یک انسان را در تمام حالاتش به تصویر بکشیم باید مرزها برداشته شوند زیرا هر ذهن حد و مرزی برای اندیشیدن به آنچه میخواهد بیندیشد ندارد. ذهن پر از موضوعات واقعی و فرا واقعیست و پرهیز از نوشتن در این خصوص نقص است.
آیا رمان سنجاق سینه داستانی فانتزی و غیر رئال است یا می شود آن را در رده آثار رئال قرار داد؟
داستان سنجاق سینه یک روایت واقعی است. این ذهن لعیا است که اتقافا بر واقعی بودن همه چیز صحه می گذارد چون کار ذهن مشخص است؛ اندیشیدن! و به کار گرفتن آن در زندگی. لعیا اینگونه بود.
با توجه به این که نقش اول این رمان بر عهده لعیای داستانتان است آیا میتوان این اثر را داستانی زنانه دانست؟
درست است که شخصیت اصلی داستان یک زن است؛ اما فراموش نکنیم نیازی که در کل داستان به آن پرداخته شده یک نیاز انسانیست و نه فقط زنانه! پس در اینجا همانطور که پیش از این نیز در مصاحبه های قبلم گفتم برای من زنانهنویسی و مردانهنویسی چیزی جز واژه نیستند و من در این بین درستنویسی را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهم و این را یک وظیفه میدانم.
بسیاری از منتقدان و نویسندگان تقسیم بندیهایی را، از جمله زنانهنویسی ارائه میدهند. آیا شما به این تقسیم بندیها معتقد هستید؟
بهطور کل هیچ تقسیمبندی به این شیوه در حوزه نگارش از نظر من قابل قبول نیست. احساسم این است که این تقسیم بندی ها در ذهن نویسنده تنها سدی است در جهت محدودسازی تفکرات بیمرزش. تلاش من در جهت یافتن دریچهای نو است برای نوشتن درست و هوشیارانه. اگر روزی بتوانم احساسات واقعی و در خور تأمل مردی را به تصویر بکشم این کار را خواهم کرد. این اعتقاد من است که آنچه را که مینویسم باید برایم از همه زوایا روشن و ملموس باشد.
آیا صرف موضوع داستان یا نویسنده اثر، میتواند دلیل خوبی برای تقسیمبندی ها باشد؟
مطمئناً خیر.
آیا در حال حاضر کاری برای انتشار یا در دست نگارش دارید؟ کمی توضیح دهید.
نوشتن تنها دغدغه من است که تا امروز برایم بالاترین مقام را در زندگی داشته؛ من مینویسم و امیدوارم بتوانم اینبار با کسب تجربیات جدیدی که بعد از انتشار این اثر به دست آوردهام اثری را بیافرینم که در خور بحث و بررسی بیشتر باشد.
