تنها مرو

تنها مرو

زهرا تیموری

  • نویسندهزهرا تیموری
  • ناشرعلی
  • شابک9789641930273
  • تعداد صفحات824
  • نوبت چاپ2
  • تاریخ انتشار1396/2/18

پردیس از زیر میز دست پیش برد و دست های درهم گره شده ی اردشیر را در دست گرفت. نگاه گیج اردشیر چرخید و به صورت پردیس دوخته شد. چشمان زیبا و خمارش، غم آلود و حزین بود. دستانش به شدت یخ زده بود؛ طوری که دست پردیس را هم سرد می کرد و حرارتش را می گرفت. در دل گفت: (کاش تنها بودیم تا سرمای اردشیر رو به هرم عشقم می سپردم که این طور یخ زده و منحمد نباشه. اصلا چرا غرق شدن یه نفر غریبه این قدر اونو آشفته کرده؟) این سوالی بود که از شب قبل مدام در ذهن پردیس تکرار می شد و دلش ندا می داد، این قلب مهربان و بزرگ اردشیر است که جا برای دوست داشتن همه ی آدم های روی زمین دارد.بدون اینکه کسی در آنجا احساس کمبود جا کند. نگاه میخکوب اردشیر به چشمان پردیس جمع را ساکت کرده بود. عاطفه و ژاله سرما را بهانه کردند و به داخل ویلا رفتند.

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot