آهوانی: مجموعه داستان
- نویسندهمهدی محبی کرمانی
- ناشرنون
- شابک9786007141977
- تعداد صفحات128
- نوبت چاپ1
- تاریخ انتشار1396/12/14
صدای سنتور آیدا از بالا میآمد، دیروقت شب بود و او
همچنان در شومینه شعله میکشید، صدای سنتور که قطع شد،
کمی افسرده و آرام گفت: «به دخترت بگو بزند، نمیدانی که این
صدا مرا تا کجاها میبرد.» گفتم: «میخواهی بازهم از آن نقش
جادویی سنگنگارههای کوه هزار بگویی؟» خندید و دیگر باره
شعله کشید: «به دخترت بگو بزند.»
گفتم: «میخواهی باز هم مرا به میهمانی خورشید شاه ببری؟
و آن سرهای بریدهی آویخته از کنگرههای قصر شاه؟ و یا که
بگذاری پردهای نور شوم و آرام از پشت شیشههای رنگی
درهای هفتدری، توی تالار بخزم و بیایم پهلویت سرسفرهی
دختر شاه پریان بنشینم! نمک تعارفم کنی و…» خندید و گفت:
«به دخترت بگو بزند.» و آیدا همچنان مینواخت. سردم شده
بود و دستهایم روی شعلههای آتش میرقصید. نمیدانستم
که او آتش هم میشود.
