انیسه خاتون و تویازخان: بر اساس حکایت “یک کنیز و دو برادر” از هزار و یک شب

انیسه خاتون و تویازخان: بر اساس حکایت “یک کنیز و دو برادر” از هزار و یک شب

سولماز خواجه وند

  • نویسندهسولماز خواجه وند
  • ناشرهوپا
  • شابک9786008025009
  • تعداد صفحات108
  • نوبت چاپ4
  • تاریخ انتشار1399/4/15

انیسه توی اتاقش نشسته بود و زانوهایش را بغل کرده بود. به حرف های همدم فکر می کرد، به حسی که داشت، به عاقبت کارش و به زن هایی که بیکار و بی دلیل میان اتاق های حرمسرا می چرخیدند و روزشان را شب می کردند. صدای خنده های ابریشم حرمسرا را پر کرده بود انیسه از اتاق بیرون زد. حیاط خلوت بود. باد روی زمین می چرخید و برگ ها را جلو می برد. کاخ به نظرش زیباتر از روزهای قبل می آمد. دنیا در نگاهش نو شده بود. حس می کرد تازه متولد شده. به ساختمان حرمسرا نگاه کرد، به کاشی های هفت رنگ و آجرچینی های مرتب و نقش جنگ. چشم هایش را بست و نفس کشید. بوی برگ و نم و نمک می داد هوا همیشه می آیی اینجا؟
توپاز روبه رویش ایستاده بود.

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot