این کتاب نه تاریخ نگاریِ دو پدیده ی دوران ساز، یعنی اومانیسم و رنسانس، بلکه پژوهشی است آزاد با هدف توضیح و درک آن ها. نویسنده می کوشد به دور از شیفتگی یا وازنِش ، این دو پدیده را با واقع بینی در پهنه های گوناگون بررسد و تصویری روشن از آن ها در برابر خواننده بگذارد که بسیاری از پیش داوری های نیندیشیده را بی اعتبار می گرداند.
رنسانس، جنبش نوزاییِ هنری، ادبی، اندیشگی و علمی در سده ی چهاردهم میلادی… انقلابی در سپهر اندیشه و پهنه های گوناگون هنری پدید آورد… هنر غربی را در همه ی زمینه ها از ریشه دگرگون ساخت و بر شیوه ی نگرش به انسان و طبیعت و رابطه با خداوند تاثیری ژرف نهاد و راهِ یکی از شگرف ترین پدیده های تاریخ بشری یعنی مدرنیته را گشود.
اومانیسم هم که در دامان رنسانس پرورش یافت جهان بینیِ نوینی بود مبتنی بر ارجمندی انسان … می توان گفت که اومانیسم، نه آموزه و ایدئولوژی، بلکه جست وجویی پیوسته، جنبشی پوینده و پرسشی است هر روز پیش نهاده درباره ی امکانِ ساختمانِ باهمِستانی انسانی یا انسانی تر.
(از مقدمه ی مترجم)
این کتاب مشتمل است بر درآمد (سرنوشت و ابهام های یک واژه)، و پنج فصل (چهره های اومانیسم ایتالیایی؛ عصر زرین اومانیسم فرانسه؛ اروپای اومانیست: نخستین ”جامعه ی فرهیختگان“؟؛ راه های پیراستگی و نوسازی؛ و عملکردهای گفتار). در پایان نیز پس از نتیجه گیری، گزیده ای از متن های نویسندگان دوره ی رنسانس (اراسموس، مارتین لوتر و …) و هم چنین برداشت های تاریخی، انتقادی و پندارپردازانه از اومانسیم (هگل، ژاکلین روس، آندره شاتل و …) افزوده شده است. واژه نامه و فهرست توصیفی برخی از اعلامِ کتاب نیز به ایجاز آمده است.
