اینجا باران صدا ندارد
- نویسندهکامران محمدی
- ناشرنشر چشمه
- شابک9786002290861
- تعداد صفحات160
- نوبت چاپ2
- تاریخ انتشار1394/3/9
اینبار صابون جامد رو برداشت و با دقت بین انگشت ها و پشت و روی دستهایش را شست. هرچه تلاش می کرد گفت و گوی تلفنی شیرین را از ذهنش خارج کند، کمتر موفق می شد و جزئیات بیشتری از آن در ذهنش شکل می گرفت. شیرین ذهنش می گفت: «الان خوابه… حالا می آم می بینمت… نه بابا او که حالیش نیست…» شیرین ذهنش با یک چشم او را می پایید که بیدار نشود و هومن ذهنش، مدام تکرار می کرد: «طرفای خونه کاری نداری؟» همزمان، تصویر هومن بر تخت بیمارستان، با گلوی بریده، بخش دیگری از ذهنش را اشغال کرده بود و مردی با لهجه غلیظ کردی می گفت: «از دوستاشون هستم، بیرون رفتن؟»
-از متن کتاب-
