باد در شالیزار می پیچد
- نویسندهمنوچهر رضایی
- ناشرکتابسرای تندیس
- شابک9786001822995
- تعداد صفحات360
- نوبت چاپ1
- تاریخ انتشار1396/12/24
همایون کار خود را به عنوان پادو در بازار قدیمی کرمان شروع کرد و سپس در کنار پدرش به خرید و فروش فرش و سنگ های قیمتی پرداخت. او را می توان در بنیانگذاری امپراتوری ادبی در دوران قبل از انقلاب فردی وسیله ساز و سودمند دانست. او پیش از انقلاب اداره یک کارخانه خرما و شرکت بازرگانی مروارید پرورشی را به عهده داشت بعد از انقلاب نیز یک دوره پنج ساله به زندان افتاد که البته این همه از سر تصادف و اتفاق بود.او تیزهوشی و فراستش را از پدربزرگش حاجی علی اکبر صنعتی به ارث برده است. او پدربزرگش را «فردی ساده و بی هیچ تحصیلاتی می داند که معتقد بود می توان به جهان نگریست و فهمید چه چیزی در حال رخ دادن است.» صنعتی در جوانی به بندرعباس و از آنجا به هندوستان و استانبول رفته بود و خرج سفرش را با کار کردن پرداخت می کرد. سپس بعد از ده سال گشت و پرسه در اروپا و روسیه به ایران بازگشته است. همایون می گوید: «پدربزرگم به این نتیجه رسیده بود که ایران برای پیشرفت نیازمند دو چیز است: دانش و صنعت و او خود به طور ویژه به صنعت علاقه مند بود و شاید هم به همین دلیل است که صنعتی را نام خانوادگی خود انتخاب کرد. این نامی بود که او خود برگزید و هم زمان با آن یتیم خانه ای نیز تاسیس کرد.
