بعد از پایان

بعد از پایان

فریبا وفی

  • نویسندهفریبا وفی
  • ناشرنشر مرکز
  • شابک9789642132270
  • تعداد صفحات228
  • نوبت چاپ11
  • تاریخ انتشار1399/10/7

ناگهان مثل دیوانه ها بلند شد پتویی آورد رفت زیرش قلنبه شد پشتش را کرد به من. جوری خودش را پتوپیچ کرد که معلوم نبود سرش کدام طرف است. انگار اینجوری بهتر شد. پتو باز بهتر از فاطمه یا سنگ بود. رفتم نزدیکتر. دستم را گذاشتم روی پتو. دیدم اصلا حرفم نمی آید. دستم را برداشتم و یک قرن به همان حال ماندم. بعد صدای خودم را شنیدم که به فارسی می گفتم مامان تو را سپرده دست من. خجالت کشیدم از صدای فارسی ام. چند لحظه بعد صدایی از پتو آمد. پتو به فارسی گفت چی گفته. به ترکی گفتم گفته مشمول ذمه اید اگر بگذارید فاطمه من یک ذره غصه بخورد. پتو تکان نخورد. به فارسی گفتم بلند شو دیگر. این جوری روحش را عذاب می دهی. پتو لرزید. ذره ذره. پتو داشت گریه می کرد. فکر کردم اگر این پتو نبود رویم نمی شد فاطمه را بغل کنم. پتو را بغل کردم و بوسیدم. بعد من و پتو زار زار گریه کردیم.

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot