بی اسمی

بی اسمی

احمد شاکری

  • نویسندهاحمد شاکری
  • ناشراسم
  • شابک9786009620975
  • تعداد صفحات138
  • نوبت چاپ2
  • تاریخ انتشار1399/11/7

به آن ها گفته بود زندگی اش نه در دست هایشان که در امتداد ریل ها در حال دور شدن است. چند لحظه ای سکوت کردند تا ببینند زندگی او که در دست های پیرمرد جا مانده آن قدر ارزش دارد تا جوان کوتاه قد جانش را برایش به خطر بیندازد. هنوز قلبش می کوبید. چطور میتوانست به آن نگاه های متعجب، ارزش کوله ای برزنتی را حالی کند؟ از چیزهایی که برایش زندگی کرده بود حرف بزند؟ اعدادو ارقام پیش چشمش ردیف شدند. بی نهایت در اینجا کمیتی بی معنی بود… میتوانست از زن و زندگی اش بگوید. نگاه هاشان می گفت نمی دانند زن چیست، حتی بوی زن هم به مشامشان نخورده است. مرد سکوت کرد. بدون آن که به نتیجه سکوتش در بین جمع فکر کرده باشد. شاید از روی تحیر بود یا استیصال. اما این برای همه شان معنای غریبی داشت. چیزی که مرد میخواست می توانست رازی باشد که نمی توان آن را فریاد زد. یا آن قدر کم اهمیت و مبتذل که هیج کس را با او همراه نسازد. می دید که شبیه هیچ کدامشان نیست. شبیه سرها و نگاه های منتظری که پشت سر هم در راهروی قطار ردیف شده بودند و این غائله برایشان بی معنی و بی معنی تر میشد.

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot