جنگی که نجاتم داد
- نویسندهکیمبرلی بروبیکر برادلی، مرضیه ورشوساز (مترجم)
- ناشرپرتقال
- شابک9786008111689
- تعداد صفحات262
- نوبت چاپ15
- تاریخ انتشار1397/5/9
جمعه،صبح خیلی زود،کفش های مام را دزدیدم.
مجبور بودم،تنها کفش هایی که توی خانه داشتیم؛البته به جز کفش های جیمی که حتی برای پای معیوبمهم کوچک بودند.کفش های مام خیلی برایم بزرگ بود،اما جلویشان را با کاغذ پر کردم.دور پای مشکل را پارچه ای پیچیدم.بند کفش ها را محکم بستم کفش ها حس عجیبی می دادند،اما حدس میزدم در پایم بمانند.
جیمی بهت زده نگاهم میکرد.آرام گفتم:«مجبورم بپوشم،وگرنه کردم پام رو میبینن.»
گفت:«وایسادی!راه می ری»
لحظه ی بزرگی که منتظرش بودم،هیمن بود؛اما حالا برایم مهم نبود.خیلی چیزها پیش رو داشتم.«آره… میتونم»نگاه تندی به مام انداختم که روی تخت،پشت به ما خوابیده بود و خرو پف میکرد…به من افتخارمیکرد؟ابدا!
