دختری پشت پنجره
- نویسندهفرید دانشفر
- ناشرشرکت انتشارات علمی و فرهنگی
- شابک9786001217951
- تعداد صفحات88
- نوبت چاپ1
- تاریخ انتشار1395/12/30
می خواستم بپیچم توی کوچه ی اصلی که یکهو خوردم به یک چیزی و نایلون داروها از دستم افتاد. می خواستم خم شوم و از زمین بردارم شان که نگاهم قفل شد روی صورت یکی از آن ها. همیشه همین است؛ وقتی از چیزی می ترسی همان موقع می آید سراغت. یک لحظه انگار تمام ساعت ها خواب شان رفت و سرجای ایشان ایستادند. خیره شده بودیم به هم. با این فرق که من فقط صورتش را نگاه می کردم و او داشت از انگشت شست پا تا کله ام را بررسی می کرد. چشم هایش قهوه ای بودند و دندان های جلویی اش زرد. روی ابروی سمت چپش جای بخیه بود؛ که یعنی باید حسابی حواسم را جمع کنم . می ترسیدم خم شوم. از این دیوانه ها هرچی فکر کنید برمی آمد. آدامسش را تف کرد توی جوی و گفت: «چاقال چته؟»
