در خلوت غزل (گزیده ی هزار سال غزل پارسی)
- ناشرنگاه
- شابک9786003760431
- تعداد صفحات712
- نوبت چاپ1
- تاریخ انتشار1394/3/3
کلمه ى غزل در اصل به معناى حدیث عشق، عاشقى کردن، و عشق باختن است که در واژهاى تقدس آمیز یحب و یحبونه، بر اریکه ى عرش نواخته شد و از “من“ سخن مى گوید : «کنتُ کنز مَخفیآ فاحبَبتُ اَن اُعرفَ …»
شعر با موسیقى ارتباط تنگاتنگى دارد. از این رو شعر غنایى، معناى گسترده ترى مى یابد. در گذشته شعرى که با موسیقى و ساز (لیر) نواخته مى شد را شعر غنایى نامیدند که آفریده ى قوه ى عاطفى و احساسات درونى شاعر است. شعر اصیل، احساسات و عواطف شخصى را بیان مى کند؛ زیرا نیایش رب نوع ها و مناجات، در لحظات شادمانى، وحشت و… از عواطف سیّال انسان بَدَوى سارى مى شد. شعر غنایى آغاز خلقت شاعرانگى بشر است که جنبه ى سفارشى و عایدات مادى شاعر در آن رنگى ندارد و اوج ادبیّت را به عرش مى رساند، برخلاف شعر حماسى که مولود اراده است و از ضمیر غایب “او“ روایت مى کند و یا شعر تعلیمى که با هدف آینده نگرى و خیر و مصلحت اندیشى؛ “تو“ را مورد خطاب قرار مى دهد؛ در غزل بیشتر، “من“ با “من“ در گفتگو است؛ شاعر به زمان حال نظر دارد و احساسات و عواطفش، صادقانه و صمیمى است چنان که مولانا مى فرماید :
بازآمدم، بازآمدم، از پیش آن یار آمدم در من نگر، در من نگر، بهر تو غمخوار آمدم
شادآمدم، شاد آمدم، از جمله آزاد آمدم چندین هزاران سال شد، تا من به گفتار آمدم
انتشار کتاب در خلوت غزل به کوشش آقاى دکتر رضا شیرزادى چشم اندازى امیدوارکننده پدید مى آورد که هنوز شور و غوغاى غزل در میان دوستداران ادب پارسى فروننشسته است، هنوز هم به رغم دشوارى هاى زمانه، کسانى یافت مى شوند که عمرى را بر سر غزل بگذارند و به کار سترگ پژوهش در باب غزل، نرد عشق ببازند
