در لب پرتگاه

در لب پرتگاه

گراتسیا دلدا، بهمن فرزانه (مترجم)

  • نویسندهگراتسیا دلدا، بهمن فرزانه (مترجم)
  • ناشرثالث
  • شابک9789643805319
  • تعداد صفحات304
  • نوبت چاپ3
  • تاریخ انتشار1397/3/29

پس از مرگ آقای سولیس، خانه، از یک صومعه هم غم انگیزتر شد. باید لااقل دو سال عزاداری می کردند و طی شش ماه اول پنجره های مشرف به خیابان بسته می ماندند. گاوینا از غم و غصه دق می کرد. پدر مرده خود را به چشم دیده بود. رنگ پریده و نفس زنان روی چهره آرام او خم شده بود. به درون آن چشم های زنگاری رنگ و نیمه بسته نگاه کرده بود. به جایی اسرارآمیز، جایی مثل دریاچه شیشه ای، نه نوری در برداشت و نه موج می زد. به نظرش رسیده بود آن محفظه بی حرکت و سرد، ژرفای مرگ نبود، ژرفای زندگی بود، آری همه چیز این طور پایان می یافت. پدرش که تا همین دیروز می خندید و شوخی می کرد، اکنون بی حرکت و بی زبان برای ابد بر جای مانده بود. آه که زندگی بشر چه پوچ است!

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot