رونوشت، بدون اصل

رونوشت، بدون اصل

نادر ابراهیمی

  • نویسندهنادر ابراهیمی
  • ناشرروزبهان
  • شابک9648175233
  • تعداد صفحات104
  • نوبت چاپ8
  • تاریخ انتشار1396/10/23

آهسته گفتم : شما مردم صبوری دارید . عجیب است که گریه نمی کنند . اومیا سیاکو گفت : کسی نمرده است . او مصرانه مرا به بن بست پرسیدن می کشید . چگونه ممکن است انسان از کنار گورستانی بگذرد که در آن صدها تابوت و هزاران سیه پوش عزادار دیده شود و هیچ کس نمرده باشد ؟. من ، چال ها را دیدم که شکل گور بود. اگرچه صلیب ندیدم ، و تاری، و نماز جماعت ، و قرآن ، اما مرگ را که می دیدم .گودال ها را که می دیدم . و بیرون می آمد کنار گودالها، بدن های پوشیده در پوشش مرگ، از تابوت ها بیرون کشیده می شد و در دل زمین فرو نهاده می شد.

– راست می گویید! کسی نمرده است. حرفتان را باور می کنم
– باور نمی کنید و تصدیق می کنید…

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot