زمانی که هم سنگر پیکاسو بودم

زمانی که هم سنگر پیکاسو بودم

محمدرضا مرزوقی

  • نویسندهمحمدرضا مرزوقی
  • ناشرهوپا
  • شابک9786008869115
  • تعداد صفحات164
  • نوبت چاپ8
  • تاریخ انتشار1399/2/21

چه حالی پیدا می­کنی اگر توی یکی از نامه­های مرموز دایی­ات این نوشته را پیدا کنی؟
نمی­دانم امروز به تاریخ خودمان چندم است، اما به تاریخ پیکاسو می­شود سیصد و بیست و پنج روز بعد از شروع جنگ­های داخلی اسپانیا، روزها را با چوب خط توی دفترچه­ای یادداشت کرده است.
آیا اصلا همچین چیزی امکان دارد؟ اینکه دایی آدم با نقاش معروقی مثل پیکاسو، هم­سنگر بوده باشد. اما «دایی سامان» در پی یادداشت­هایش نوشته که چطور همراه پیکاسو در جنگ شرکت کرده! «مانی» و باقی بچه­های فامیل باز هم رفته­اند سراغ روزنامه­های قدیمی و یادداشت­های روزانه دایی سامان. در ادامه­ی خاطرات دایی این­طور می­خوانند: دایی سامان همراه «پیکاسو» ، «همینگوی» و چد نفر دیگر به سفری ماجراجویانه می­روند و می­زنند به دل حادثه و جنگ. تا اینک یک اتفاق ناگوار حال همه را میگیرد. ولی پیکاسو می­تواند از دل هر ماجرایی یک شاهکار خلق کند.

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot