شگرد آنجلوپولوس اعتراض است. فیلم های او واقع گراست، چرا که به واقعیتی ارجاع می دهد که در آن، انسان ها می کوشند پیش خویشتن خویش را بیابند و همین است که آن ها را با سرگردانی های ادیسه مرتبط می کند. بیگانگی با اعتماد در تباین پاست؛ مکان های پیرامون من و اشیاء در گسترۀ دیدم و مردمانی که من با آن ها در ارتباط هستم. اعتماد در زمره صمیمیت و صداقت است. اکنون نظاره گریم که در بسیاری از اقالیم و کشورهای این کره خاکی، مردم هرچه بیشتر به دولت ها شأن بی اعتماد می شوند و دیگر آن ها نیستند. آنجلوپولوس اگر زنده بود، خود را به رأی العین چنین رخدادهایی را می دید و بی شک با حساسیت و درکش از زمان، در برابر اجرای فجایع اوکراین و سوریه در شمال عراق موضع می گرفت. برداشت های بلند و تصویرهای برش نخورده، برآنند تا تماشاگر به مکان ها و کاراکترها خو بگیرد. دم و بازدم فیلم متناسب است با خواست شش های تماشاگر.
