شرم داستان خانواده ای اهل ترکیه و خانواده ای ارمنی – آمریکایی را از زاویه ی دید چهار نسل از زنان روایت می کند. داستانی درباره ی هنجارهای جامعه، رازهای خانوادگی و نیاز مبرم به گفتگو و البته مفهوم فراموشی است.آسیه کازانچی با اقوام دورش در استانبول زندگی می کند. به خاطر یک نفرین مرموز خانوادگی، همه ی مردان کازانچی در اوایل چهل سالگی می میرند، بنابراین خانه زنانه است: زلیخا، مادر زیبا و سرکش آسیه که یک دکان خالکوبی را می گرداند؛ خانم بانو، که به تازگی پی برده که یک غیب بین است؛ و فریده، یک آدم خیالاتی و نگران فاجعه ای قریب الوقوع. وقتی که آرمانوش، دختر عمه ارمنی – امریکایی آسیه، نزدشان می آید اسرار پنهان قدیمی خانواده، مرتبط با گذشته ی خشونت آمیز ترکیه، آشکار می شود.
