فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور
- نویسندهمهناز فتاحی
- ناشرشرکت انتشارات سوره مهر
- شابک9786000301361
- تعداد صفحات356
- نوبت چاپ20
- تاریخ انتشار1399/10/1
مادرم همیشه می گفت: «چقدر شری تو، فرنگ! اصلا تو اشتباهی دنیا آمدی و باید پسر می شدی. هیچ چیزت به دخترها نرفته. دختر باید آرام و باحیا باشد، متین و رنگین…» وقتی می دید به حرفش گوش نمی دهم، می گفت: «فرنگیس، مردی گفتند، زنی گفتند… کاری نکن هیچ مردی برای ازدواج نیاید سراغت! دختر باید سنگین و رنگین باشد.» وقتی مادرم اینطوری نصیحتم می کرد، حرصم می گرفت. اصلا هم دلم نمی خواست سنگین و رنگین باشم. چه اشکال داشت شلوار پسرانه پا کنم و چوپان باشم؟ چه اشکال داشت شبها دخترها را توی تاریکی بترسانم و خودم بخندم؟ مگر چه اشکال داشت وقتی برای بازی می رفتیم سمت قبرستان، با هر بهانه ای، پسرها را بترساننم و آنان را فراری دهم و خودم همان جا بنشینم و بهشان بخندم.
