قصه های باران و ماه: او ا دا آکی ناری
- نویسندهآکیتاری اوندا، قوام الدین رضوی زاده (مترجم)
- ناشرجغد
- شابک9786226467018
- تعداد صفحات208
- نوبت چاپ1
- تاریخ انتشار1398/5/26
«ملاقات با تو موجب شادی من است!» با این سخنان سا ای گی یو دریافت که او شبح دومین امپراطور منزوی است. پیشانی بر خاک سایید و اشک ریخت و گفت: «چرا این چنین سرگردانید؟ برای همچون منی که به شما که دل زده از این جهان ناپاک گریخته اید غبطه می خورم، در این شب بنابر کارمای تان، قاعده ای را بر می خواندم، شما مرا لایق دانستید و به هیئتی آشکار در آمدید، بدین خاطر مدیون تان هستم و با این حال احساس اندوه می کنم، حال که از این زندگی کنده شده و صمیمانه آن را فراموش کرده اید، لطف کرده و به جایگاه بودای کامل درآیید!». بدین سان از صمیم قلب او را تشویق کرد.
