من از گورانی ها می ترسم

من از گورانی ها می ترسم

بلقیس سلیمانی

  • نویسندهبلقیس سلیمانی
  • ناشرنشر چشمه
  • شابک9789645571748
  • تعداد صفحات208
  • نوبت چاپ4
  • تاریخ انتشار1399/7/29

چی می شد اگر دعوتش را قبول می کردم و یک روز صبح، صبحانه را با او می خوردم؟ چرا نباید این کار را بکنم؟ از چی می ترسم؟ چرا این ترس لعنتی ولم نمی کند؟ مگر نه این که حالا آزادم؟ مگر نه این که حالا برای بهداشت اخلاقی جامعه خطری ندارم؟
از اول هم خطری نداشتم. زنهای زشت، زنهای معمولی، هیچ وقت برای جامعه خط ندارند. من زشت نبودم اما خوشگل هم نبودم. معمولی بودم. معمولی شدم، بعد از آنکه دانشجو شدم و آن بینی صد منی را عمل کردم. من کپی پدرم بودم، پوست سبزه، دماغ بزرگ و پیشانی بلند را از او به ارث برده بودم. مادر هیچ چیز به من نداده بود. به بقیه ی بچه ها چیزی داده بود اما به من دریغ از یک انگشت پا.

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot