مکاشفه ی ابرک، سگ قربانعلی (رمان)

مکاشفه ی ابرک، سگ قربانعلی (رمان)

الهامه کاغذچی

  • نویسندهالهامه کاغذچی
  • ناشرآگه
  • شابک9789643294014
  • تعداد صفحات266
  • نوبت چاپ1
  • تاریخ انتشار1398/12/11

«… در چشم های سرخِ اسب سفید قاسم، درختان خرما سینه می زدند. آسیه گیس های بافته اش را انداخت پشت کتف و از پنجره سرک کشید. قاسم بدون این که قاب پنجره را نگاه کند دلش پایین ریخت. پنجره ی چوبی بسته و بوی اسپند از روی سنگفرش و دهل و اسب رد شد. پیچید لا به لای نخلستان. قاسم تند تند یال و دم اسب را حنا مالید و روی گردنش دعا نوشت تا تن درددارِ اسب را از میانه ی حوضچه ی لجن رد کنند. پرچم های سیاه که از در و بام خانه ها معلق مانده بود و باد روی شان نوحه می خواند، می گفت که چیزی به محرم نمانده است. صابر، پشت یکی از پرچم های سبز ایستاد و برای ساجد رجز خواند. ابرک سرش را پایین انداخت و رفت تا میانه ی مه و دود اسپند و بیرق های سرخ گم شود. درِ چوبیِ سقاخانه نیمه باز شد و دستی لرزان کاسه ای خون به حنانه تعارف کرد.»

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot