ناسور

ناسور

صالح ذکاوتی

  • نویسندهصالح ذکاوتی
  • ناشرآوند دانش
  • شابک9786226661805
  • تعداد صفحات164
  • نوبت چاپ1
  • تاریخ انتشار1399/5/7

هوا دم کرده بود و ابرها بی محابا توی دل و روده ی هم پیچ می خوردند. کرانه ی جاده را تا چشم کار می کرد موجی از گرما گرفته بود که بنی بشر را از آن حوالی رانده بود. سیروس حموله سبدی از میش ماهی های خشک شده را به دست گرفته بود که انگار سالها از مردنشان گذشته بود. به آسمان داغی نگاه می کرد که خیلی بی دلیل داشت جنس دیگری به خود می گرفت. ابرها در هم می لولیدند و رنگشان کبود شده بود. هندیجان چندسالی بود که رنگ باران به خودش ندیده بود. آن هم در همچو فصلی. سیروس حموله سوار وانت بار قرمزرنگی شد و تا آخر خط جاده دور شد و رفت.

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot