نامت را می بوسم

نامت را می بوسم

فاطمه پورعباسی

  • نویسندهفاطمه پورعباسی
  • ناشرآرینا
  • شابک9786009226702
  • تعداد صفحات884
  • نوبت چاپ1
  • تاریخ انتشار1397/11/8

صدای نقاره بلند شده بود که چشم باز کرد. با تنی که خشک و لمس بود به سمت آبخوری رفت و آبی به دست و صورتش زد. تمام شب را در فکر و خیال سر کرده بود. گمان نمی کرد که آن مهر بر زندگی شان به همین راحتی ها باشد . گمانش بود که مریم تا لحظه ای که او نفس می کشد به پایش خواهد ماند. خود خواه بود و نمی خواست تصور کند دست مردی بر او نشسته باشد. در مورد مریم همچون مردی متعصب و کور دل رفتار می کرد و منطق برایش معنا نداشت. باید می رفت و از او دلیل مادر شدنش را پرس و جو می کرد. با شانه هایی افتاده راه خانه ی پیرزن را در پیش گرفت و با حالی خراب زنگ در را فشرد. خانه ی آخرش که مریم را می خواست، فقط مانده بود دلخوری اش چه کند؟ وره بر جانش نشسته بود بدتر از خوره ی پشت کوهی ها. در که به رویش باز شد سر بلند نکرد. نمی توانست نگاهش کند و جای خود مردی دیگر را در چشمان او ببیند.

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot