نمک گیر
- نویسندهمعصومه بهارلویی
- ناشرسخن
- شابک9786222600020
- تعداد صفحات824
- نوبت چاپ8
- تاریخ انتشار1399/5/7
روزبه کتری برقی را زد و همان طور سیخ و سنگ خیره شد به آن! افکار موذی تمام مسیر کاشان تا خانه، مغزش را جویده بود! جویده و جویده و تف کرده بود در صورتش!… عذاب وجدان داشت می کشتش! چرا درست همین روزها که کیوان مصمم شده بود سر و سامان بدهد به زندگی اش و… کیوان جوان تر بود! تازه نفس تر و… تجربه ی قبلی نشان می داد کیوان عاشق شود از دل و جان مایه می گذارد برای عشقش و… برای اولین بار طی عمر سی و چهارساله اش بدون فکر و نسنجیده تصمیم گرفته بود!… برای اولین بار طی عمرش خطر را حس کرده بود آن هم این همه نزدیک… بیخ گوشش… برای اولین بار طی عمرش دلش نخواسته بود فداکاری کند! برای اولین بار طی عمرش خودخواهانه تصمیم گرفته بود.
