وقتی کلاغ ها عشق می خورند!
- نویسندهفهیمه محفوظ
- ناشراختران
- شابک9648897018
- تعداد صفحات304
- نوبت چاپ1
- تاریخ انتشار1385/6/4
این داستان که به شیوه ی حدیث نفس و غیر خطی بازگو شده، درباره ی ارتباط والدین با یک دیگر، نیز با فرزندان در طبقه ی متوسط جامعه است. در بخشی از داستان آمده است: “دیدم سرت را روی دست هایت گذاشتی تا نیفتد. ولی افتاد و قطره های اشک، چای تو را شور کردند. پشت پنجره ی غروب را کلاغ ها اشغال کرده بودند. رفتن آفتاب را هولناک می خواندند تا گذار از روز به شب را بیش تر تیره کنند. چه مرگشان بوده؟ برای پیشوازی شب؟ و تو چه قدر آن روز عصبانی بودی! وحشت می کردم. نمی شد به تو دست زد”.
