پیاده

پیاده

بلقیس سلیمانی

  • نویسندهبلقیس سلیمانی
  • ناشرنشر چشمه
  • شابک9786002299918
  • تعداد صفحات220
  • نوبت چاپ5
  • تاریخ انتشار1399/7/2

روزنامه ای می اندازد جلو در اتاق و مشغول پاک کردن سبزی می شود. تهران هر خوبی ای که داشته باشد، این بدی را دارد که خانه هایش تنگ و ترش اند و باغ و باغچه ندارند. یک وجب حیاط، دارند و یک قاب آسمان. هفته ی اول به کرامت گفت”جونُم نذرت، درسته ما خونه ی آن چنانی نداشتیم ولی حیاط جلو خونه مون به اندازه ی نصف این تهرون بود! ناشکری نمی کنم ها، ولی دل آدم تو این خونه می پوسه به شاهزاده ابوالقاسم.” کرامت خندیده بود، دست زده بود به پک و پهلوی چربی گرفته ی انیس و گفته بود “عادت می کنی انیس خانم. یک سال که آب تهران بخوری، شیش دانگ می شی تهرونی.”

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot