یک روز بعد از حیرانی

یک روز بعد از حیرانی

فاطمه سلیمانی ازندریانی

  • نویسندهفاطمه سلیمانی ازندریانی
  • ناشرشهید کاظمی
  • شابک9786226609401
  • تعداد صفحات290
  • نوبت چاپ7
  • تاریخ انتشار1399/8/1

می دانی آرزوی دو چیز به دلم ماند. هم دلم می خواست یک دل سیر کتک می زدم و هم دلم می خواست یک یادگاری از تو داشته باشم. در جریان یادگاری ها که هستی. همه را گذاشتند توی ویترین و درش را چندقفله کرده اند. از تو فقط چند عکس دارم که آن ها را هم از مهدیه گرفته ام. هر چه که از تو مانده را مامان فاطمه بلوکه کرده. حتی کم مانده دور ویترین سیم خاردار بکشند. البته حق هم دارند. من اگر بودم شاید دزدگیر هم نصب می کردم. چه صحن? بامزه ای می شود که مثلاً یک نفر مهمان خان? شما باشد و بخواهد دور از چشم بقیه در ویترین را باز کند. آن وقت آژیر دزدگیر رسوایش می کند. من هم به قول خودت گوریل شدم وقتی که به مهدیه گفتم در ویترین را باز کند و گفت در ویترین چند قفله ست و کلیدش را هم احتملاً یک نفر قورت داده…

گزارش این کتاب (مثلاً ممنوعه/غیرمجاز بودن)

دیدگاه خود را بنویسید

neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo neototo

slot gacor

slot gacor

totoslot