یک چیزی آنجاست (داستان کارگاهی 1)
- ناشربه نگار
- شابک9786006835556
- تعداد صفحات116
- نوبت چاپ1
- تاریخ انتشار1393/12/2
از جایش تکان نمی خورد. در همان لحظه صدای بسته شدن در پناهگاه از پایین تپه به گوش رسید. دیدم که سرش را چرخاند طرف صدا. ضربان قلبم تند شده بود و دستهایم داشت می لرزید. یک دفعه تکان خورد و دوباره نگاهم کرد. نفسم را توی سینه حبس کردم. منتظر بودم حرکت کند به جلو، اما برگشت و راه افتاد. حالا پشتش به من بود. می توانستم ببندمش به رگبار. اما انگشتم روی ماشه تفنگ قفل شده بود و فقط داشتم نگاهش می کردم که رفته رفته لابه لای درختها ناپدید می شد.
از داستان یک چیزی آنجاست
